ترجمه مقاله ارتباط رفتار شهروندی بین برند سازی و سازماندهی ،نقش واسطه های تناسب فردی و سازمانی

ترجمه مقاله ارتباط رفتار شهروندی بین برند سازی و سازماندهی ،نقش واسطه های تناسب فردی و سازمانی

چکیده:

این مطالعه تلاش برای ارتباط بین نام تجاری داخلی (IB) و رفتار شهروند سازمانی (OCB)را با نقش واسط یک تناسب فردی-سازمانی را دارد. هدف اصلی این مقاله با ادغام نام تجاری داخلی و رفتار شهروندی سازمانی بوده که به صورت آشکار ارتباط بین دوساختار را نشان می دهد. برای جمع آوری داده از ۳۴۹ کارمند استفاده استفاده شده که در حال حاضر یک سازمان کار می کنند و فرم پرسشنامه را پر کرده اند. این یافته نشان می دهد که ارتباط معنی داری بین نام تجاری داخلی و رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. از سوی دیگر،این تناسب فردی سازمانی واسطه گری کندی در رابطه با نام تجاری داخلی ورفتار شهروندی دارد.

کلمات کلیدی:نام تجاری داخلی(IB)،تناسب فردی-سازمانی-رفتار شهروندی سازمانی،کشور ترکیه

۱-مقدمه:

ساخت برندهای قوی از طریق پورش تجارب مثبت مشتری و ایجاد وفاداری مشتری بسیار چالش برانگیز است. همچنین یک مسیر قابل توجهی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار برای سازمانهای امروزی است. مدیریت ارشد خواستار نه تنها بازاریابی و فروش در گروه ها است،بلکه کل اعضای سازمانی با هویت درونی نام تجاری،آن را با نگرش روزمره خود مقایسه می کنند. و برای تبدیل شدن آن به یک نام تجاری برند تلاش می کنند. کارکنان سازمان انتظار خود را به صورت پیشگامان نام تجاری برند کارفرما را دارند که به طور مداوم در ارائه نام تجاری در تمام نقاط دیگر می باشد که افتخار حمایت از نام تجاری کارفرما و سازمان برای خود و بری سامان دارند. با این حال، این اتفاق می افتد و کارکنان باید اول ارزشهای نام تجاری را شناسایی کنند. هنگامی که کارمندان نام تجاری را شناسایی نمودند،آنها در عمل به دنبال هویت نام تجاری ،ابعاد تعهد برای پشتیبانی از آن هستند. تعهد به برند کارفرما منجر به تسهیل کارمندان در شناسایی نام تجاری در سراسر همه ذینفعان می شود که از جمله مشتریان می باشد. قبل از اینکه کارکنان دریافت انگیزه را به طور کامل برای رضایت مشتری خارجی داشته باشند، آنها باید نام تجاری و ارش های انها ار داشته باشند. به همین دلیل ،نام تجاری داخلی و یا مدیریت نام تجاری داخلی به عنوان یک فرایند استراتژیک قابل توجهی در دورن سازمان در نظر می گیرند. شناسایی با نام تجاری استدلال می کند که ویژگی های رفتاری خاص انجام شده توسط کارکنان افزایش یافته است و این اجباری است و نه پاداش توسط سازمانی داده می شود و هنگامی که افراد انها ار انجام می دهد،آنها به دلیل وجود یک انگیزه فردی درونی است. این رفتارهای فرانقشی به عنوان رفتارهای شهروندی سازمانی (OCB) نامیده می شوند که رفتار رسمی و داوطلبانه ای توسط کارکنان در محل کار بوجود می آید. همچنین این رفتارهای فرانقشی به عنوان رفتار ب نفع سازمان تعریف می شود که اختیاری بوده و فراتر از انتظارات نقش موجود می باشد. علاقه روزافزون در رفتار شهروندی سازمانی (OCB) وجود دارد که یک نفوذ مثبت به اثربخشی سازمانی ار داشته و نیروی کار در این درگیر است. این رفتارها شامل دقت و نوع دوستی،با وجدان بودن و نام تجاری داخلی است که همچنین تاثیر مثبت بر جنبه های نگرش و رفتاری کارکنان را داشته است. زمانی که تعهد به برند وجود داشته باشد،آنها به طور طبیعی می توانند در وعده های نام تجاری ارائه شوند.تعهد کمک می کند تا توسعه نوع ارتباطات و شناسایی افراد درون سازمانی انجام پذیرد. در این رابطه IB کمک به ساخت مالکیت نام تجاری و سازمانی را داشته که منجر به رفتارهای شهروندی می شود. تناسب فردی و سازمانی به عنوانیکی دیگر از ابعاد مهم برای تاکید برافزایش مالکیت و رفتار شهروندی در تحقیقات شده است. تناسب فردی-سازمانی یک درجه از درک سازگاری در محیط کار یک کارمند می باشد. آن به رویکرد ذهنی فرد اشاره دارد که در مورد چگونگی و ارزشهای شخصی و ویژگی ها با فرهنگ شرکت در ارتباط است. هنگامی که کارمندان یک درک از تناسب فردی-سازمانی را داشته باشند ،آنها سعی به کمکهای اضافی به شرکت ها ار جهت کمک به دیگران داشته اندو حمایت از همکاران را دارند که این جزء فعالیت های اختیاری مانند سازمانها بوده است

خرید فایل