ترجمه مقاله تاثیر دانش مالک در مورد فناوری اطلاعات (IT) بر همراستایی استراتژیک و پذیرش IT در شرکت¬های کوچک آمریکایی

ترجمه مقاله تاثیر دانش مالک در مورد فناوری اطلاعات (IT) بر همراستایی استراتژیک و پذیرش IT در شرکت¬های کوچک آمریکایی

چکیده

هدف– هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دانش مالک در مورد فناوری اطلاعات (IT) در کسب و کار و همراستایی استراتژیک IT ، و استفاده از ​​ IT در چارچوب شرکت های کوچک، با استفاده از دیدگاه مبتنی بر منابع به عنوان یک بنیان نظری است.

طراح/ روش شناسی/ رویکرد – نمونه تصادفی از ۲۱۷ کوچک شرکت های تولیدی و خدمات مالی در ایالات متحده آمریکا به یک پرسشنامه دو صفحه ای که شامل سوالات مربوط به استراتژی های کسب و کار شرکت، میزانی که IT از هر یک از استراتژی های کسب و کار حمایت می کند، نوع IT مورد استفاده، و سطح دانش IT مالک پاسخ دادند.

یافته ها دانش مالک از IT، و همچنین پذیرش IT سنتی و فنآوری های اینترنت ، در حالی که تفاوت در ویژگی های شرکت کنترل می شود (اندازه، سن، وابستگی صنعت، و تمرکز استراتژیک) پیش بینی کننده قابل توجهی از همراستایی استراتژیک IT می باشد.

مفاهیم عملی – به مالکان شرکت های کوچک توصیه می شود به دنبال راه های بهبود دانش خود از فناوری اطلاعات، یکپارچه سازی استفاده از فناوری اطلاعات در برنامه ریزی کسب و کار در سطح شرکت، و همچنین بررسی مجدد استراتژی کسب و کار خود و استفاده از IT برای شناسایی و اصلاح نا هماهنگی ها، اگر وجود دارد، باشند.

اصالت / ارزش – از دیدگاه مبتنی بر منابع، دانش مالک ازIT منبعی حیاتی است که به راحتی قابل تدوین نیست، از این رو کمتر در معرض فرسایش رقابتی است، زیرا در دانش ضمنی مالک نهفته است و در استفاده منحصر به فرد اما مکمل از فناوری اطلاعات در پشتیبانی از اهداف استراتژیک شرکت بیان شده است. این مطالعه تایید می کند دانش مالک شرکت کوچک از IT یک قابلیت دانش محور مهم و یک جزء حیاتی همراستایی استراتژیک کسب و کار-IT است.

کلمات کلیدی دانش مالک از فناوری اطلاعات، فناوری ارتباطات، مطالعات کاربر، همراستایی استراتژیک کسب و کار – IT ، استفاده از فنآوری اطلاعات، دیدگاه مبتنی بر منابع، شرکت های کوچک، ایالات متحده آمریکا

نوع مقاله مقاله تحقیقی

مقدمه

فن آوری اطلاعات (IT) به طور فزاینده نقش مهمی در کسب و کارهای کوچک و بزرگ بازی می­کند (برگرون و ریموند، ۱۹۹۵، هندرسون و ونکاترامن، ۱۹۹۹، پورتر و میلر، ۱۹۸۵). IT درک می کند که شرکت های کوچک دارای مزیت هستند (بهشتی، ۲۰۰۴؛ لین و همکاران، ۱۹۹۳؛ شافر، ۱۹۹۵) مطالعات تاثیر مثبت فناوری اطلاعات در کسب و کارهای کوچک، از کمک به شرکت های کوچک برای افزایش بازده عملیاتی (بهشتی، ۲۰۰۴؛ پنهان، ۱۹۹۸)تا موجب رشد کسب و کار شدن(اکهاس، ۱۹۹۸)، و یکپارچه سازی فعالیت های بازاریابی خود را با استراتژی های بازاریابی نشان داده اند (راج و چاکراباترای، ۲۰۰۲/۲۰۰۳). با این حال، IT همواره ارزش کسب و کار ارائه نداده است، و یک دلیل مهم، عدم هم افزایی میان استراتژی کسب و کار شرکت و استراتژی فناوری اطلاعات است. مطالعات همراستایی استراتژیک IT اثرات مثبت کسب و کار مکمل و استراتژی فناوری اطلاعات بر عملکرد کسب و کار و برعکس آن در میان شرکت هایی که استراتژی تراز نشده دارند را نشان داده است (برگرون و همکاران، ۲۰۰۴؛ چان و همکاران، ۱۹۹۷؛ تالون، ۲۰۰۸).

در حالی که مطالعات موجود در مورد همراستایی استراتژیک فناوری اطلاعات به وضوح اهمیت همترازی و اثرات عملکرد آن را نشان می دهد، سوال این است که – چگونه کسب و کار می تواند به
همراستایی دست یابد؟ این مطالعه به بررسی تاثیر دانش مالک از فناوری اطلاعات در کسب و کار و همراستایی استراتژیک فناوری اطلاعات، و همچنین بر استفاده IT در چارچوب شرکت های کوچک ، با استفاده از دیدگاه مبتنی بر منابع به عنوان یک بنیان نظری می­پردازد. دیدگاه مبتنی بر منابع به عنوان یک بنیان نظری در سیستم های اطلاعاتی (IS) اتخاذ شد تا ارتباط بین فناوری اطلاعات، استراتژی کسب و کار و عملکرد شرکت بر اساس مفهوم IT به عنوان یک منبع استراتژیک و یک توانایی دانش ضمنی را بررسی کند. دیدگاه مبتنی بر منابع فرض می­کند که منابع یک شرکت از عوامل اصلی سودآوری شرکت است (پنروز، ۱۹۵۹). منابع شامل دارایی­های مشهود و غیرمشهود است که قادر به اعطای مزیت رقابتی در صورتی که نادر ، با ارزش، بی نظیر و غیر قابل تعویض باشند، هستند (بارنی، ۱۹۹۱). توانمندی زمانی بوجود می­آید که منابع در رویه های سازمانی تعبیه شده اند تا توانایی های منحصر به فرد وخاص شرکت که به آسانی در معرض فرسایش رقابتی نیستند شکل دهند (آمیت و شومیکر ، ۱۹۹۳). از این رو، یک شرکت که بسته نرم افزاری منبع فناوری اطلاعات منحصر به فرد و غیرقابل تقلید کسب می کند و آن را گسترش می دهند، مزیت رقابتی بدست می­آورند (ملویل و همکاران، ۲۰۰۴؛ سنتانام و هارتونون، ۲۰۰۳؛ وید و هولند،۲۰۰۴).

در زمینه فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک، منابع IT (مانند، نرم افزار حسابداری و پست الکترونیک) که در قابلیت های سطح شرکت تعبیه نشده اند در معرض فرسایش رقابتی هستند و از این رو منابع پایداری برای مزیت رقابتی نیستند. در مقایسه، دانش فناوری اطلاعات مالک در شرکت کوچک از دیدگاه مبتنی بر منابع یک قابلیت بی حرکت، منحصر به فرد و تقریبا غیر قابل تقلید است که در سراسر شرکت های کوچک و متوسط ​​پراکنده شده است. بنابراین، قابلیت های برتر مالک/ مدیر که به شرکت اجازه می دهد به جای استفاده تاکتیکی محض، از منابع IT استفاده استراتژیک کنند، ممکن است یکی از داوران عملکرد برتر باشد. علاوه بر این، دانش مالک از IT می تواند بخش بسیار مهمی از همراستایی استراتژیک کسب و کار-IT در شرکت باشد. در مورد یک شرکت کوچک، انتظار می رود قابلیت ها/ شایستگی های مالک شرکت در ایجاد یک سلسله مراتب منابع یکپارچه سازی مخصوص شرکت، وحساس به محیط، حیاتی باشد. سوال اصلی پژوهش در این مطالعه عبارت است از: آیا دانش مالک از فناوری اطلاعات به همراستایی استراتژیک کسب و کار و فناوری اطلاعات و استفاده از فناوری اطلاعات در SME مربوط است؟

در حالی که دیدگاه مبتنی بر منابع، برمنابع داخلی شرکت تاکید می کند، یک جریان تحقیقی مرتبط، دیدگاه مبتنی بر دانش، بین منابع فیزیکی و مشهود (مانند کارخانه و تجهیزات) و منابع نا مشهود و مبتنی بر دانش که در مهارتها و فرایند هایی که وضعیت منابع سازمانی را در نظر می­گیرد تمایز قایل می­شود(کانر و پراهالد، ۱۹۹۶،کوگات و زاندر، ۱۹۹۲). تئوری انباشت منابع (دایریکس و کول، ۱۹۸۹) بر ارزش ترکیب منابع مکمل برای دستیابی به همراستایی استراتژیک از آمیخته منابع برای حمایت از استراتژی کسب و کار تاکید می کند. این امر نیازمند خوشه های بسیار منابع در یک شرکت است تا به صورت منحصر به فرد برای حمایت از استراتژی های خاصی شرکت دسته بندی یا پیکربندی شود(گرانت، ۱۹۹۶). در دیدگاه مبتنی بر منابع، چالش اصلی پیش روی شرکت های کوچک این است که چگونه در منابع خود سرمایه گذاری کنند، در حالی که برای به دست آوردن مزیت رقابتی، منابع و امکانات را به بسته نرم افزاری که تقلید از آن سخت است تبدیل کنند. ادلمن و همکاران (۲۰۰۵) بر اهمیت همراستایی تاکید می کنند، آن ها به بررسی رابطه بین منابع شرکت، استراتژی و عملکرد در یک مطالعه از ۱۹۲ شرکت کوچک در صنایع سنتی پرداختند و متوجه شد که نه منابع و نه استراتژی به تنهایی عملکرد برتر را توضیح نمی دهد. در عوض شرکت های کوچک با عملکرد بالا قادر به هماهنگی یا “تناسب” موفقیت آمیز استراتژی های خود با خصوصیات منابع بودند.

در بخش بعد، ما با بررسی ادبیات همراستایی استراتژیک و استفاده شرکت های کوچک از IT از دیدگاه مبتنی بر منابع شروع می کنیم. سپس روش و نتایج مطالعه را ارائه می دهیم. این مقاله را با بحث در مورد یافته های مطالعه و مفاهیم مدیریتی به پایان می بریم.

خرید فایل