فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش پیشرفت تحصیلی

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش پیشرفت تحصیلی

در ۴۰صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه


پیشرفت تحصیلی

پیشرفت تحصیلی محصول نهایی فرایند یادگیری فعال است که با کمک آموزش وفعالیت­های تربیتی انجام می­گیرد (گیج و برلاینر، ۱۹۹۵ ؛ مهدیان، ۱۳۸۵).

تعریف پیشرفت تحصیلی

پیشرفت تحصیلی عبارت است از موفقیت دانش­آموز در یک یا چند موضوع درسی (مثل درک، فهم خواندن یا محاسبه عددی)، چنین پیشرفت­هایی توسط آزمون­های میزان شده تحصیلی اندازه­گیری می­شود. هم­چنین این اصطلاح بر پیشرفت فرد درکلاس، آن طور که در کار مدرسه ارزیابی می­شود دلالت دارد (به نقل از ماهر، ۱۳۷۶).

شعاری نژاد (۱۳۷۵) نیز در تعریف پیشرفت تحصیلی چنین می­نویسد: معلومات یا مهارت­های اکتسابی عمومی یا خصوصی در موضوع­های درسی که معمولاً به وسیله آزمایش­ها یا نشانه­هایی، یا هر دو، که معلمان برای دانش­آموزان وضع می­کنند اندازه­گیری می­شود.

در تعریف دیگر در پیشرفت تحصیلی به جلوه­ای از وضعیت تحصیلی دانش­آموز یا دانشجو اشاره دارد که این جلوه ممکن است نشان دهنده­ی نمره یک دوره، میانگین نمرات برای مجموعه­ای از دوره­ها دریک درس یا میانگین نمرات دوره­های مختلف باشد (اعرابیان، ۱۳۸۳).

معیارهای پیشرفت تحصیلی

در مورد معیارهای پیشرفت تحصیلی باید گفت که پیشرفت تحصیلی از راه­های مختلف و با معیارهای متفات مشخص می­شود. یکی از این معیارها، معدل دانش­آموزان در یک نیم سال تحصیلی و محاسبه معدل یک سال وی است.

معیار دیگر، مشخص کرن پیشرفت تحصیلی، محاسبه نمرات دانش­آموزان در یک درس است. مثلاً در ریاضی یا علوم شیوه دیگر استفاده از مجموعه نمرات دروس یک سال می­باشد و معیار آخر تعیین پیشرفت تحصیلی در طی چند سال و یا یک دوره تحصیلی است (دودانگه، ۱۳۷۶).

اگر یک نمره از یک دوره تحصیلی یا میانگینی از یک گروه از دروس مختلف در حیطه موضوعی خاص یا میانگینی از دوره­های مختلف تحصیلی، ملاکی برای پیشرفت تحصیلی باشد. این ملاک­ها مسائل و مشکلات تشخیص را به دنبال خواهد داشت مثلاً کاربرد یک نمره واحد از یک دوره تحصیلی ویژه دارای روایی و پایایی کمتر است تا نمره­ای که براساس ترکیب چندین نمره به دست می­آید. کاربرد نمره­های بدست آمده از دوره­های مختلف تحصیلی در موضوعات مختلف نیز به منظور بدست آوردن معدل نمرات کلاس مساله­ای دشوار و غامض است، زیرا این گونه نمرات شامل نمراتی است که از دوره­ها و رشته تحصیلی متفاوت به دست آمده است و در یک مقیاس واحد ترکیب شده­اند، در صورتی که هر یک از دانش­آموزان می­توانند سطوح متفاوتی از پیشرفت را در هر موضوع داشته باشند (پالسون[۱]، ۱۹۹۴؛ رضائی نسب ۱۳۸۹).

به نظر می­رسد که پذیرش یک مقیاس چند بعدی از پیشرفت تحصیلی به جای مقیاس یک بعدی از پیشرفت تحصیلی، مفیدتر است این بدین دلیل است که میانگین نمرات کلاسی برای هر مجموعه از دوره­های تحصیلی، پیش­بینی کننده بهتری از پیشرفت تحصیلی می­باشد تا ترکیب مجموعه­ای از دروس متفاوت تحصیلی در یک مقیاس واحد.

به هر حال می­توان مقیاس­های پیشرفت یک فرد را در یک حیطه خاص مانند ریاضیات، علوم، تاریخ و ادبیات و غیره، تحت عنوان معدل کلاسی ویژه طبقه­بندی کرد در حالی که مقیاس­های معدل کلاسی عمومی به پیشرفت فرد در همه موضوعات اشاره می­کند.

از طریق انتخاب یک مقیاس معدل کلاسی ویژه این امکان وجود دارد که پیشرفت تحصیلی هر فرد را در یک گروه ویژه از موضوعات مربوطه تعیین کرد. ولی زمانی که «معدل کلاسی عمومی» به کار برده می­شود امکان پی­گیری پیشرفت فرد در حیطه­های موضوعی مختلف وجود ندارد. خلاصه اینکه میانگین نمرات کلاسی، ملاکی رایج برای اندازه­گیری پیشرفت تحصیلی می­باشد (همان منبع).

عوامل تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی

سال­های متمادی است که محققان و پژوهشگران تعلیم وتربیت و روان­شناسان اجتماعی مطالعات فراوانی در مورد عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان انجام داده و همیشه در نظر آن­ها بوده است. چرا که پیشرفت تحصیلی موضوعی است که به خصوص در حال حاضر مورد توجه تمامی کشورهای جهان است.

پیشرفت تحصیلی، به عنوان متغیر وابسته، تحت تاثیر یک عامل نیست، بلکه عوامل متعددی نظیر استعداد تحصیلی (لاوله ویجن، ۱۹۹۷)، راهبردهای خودتنظیمی (گرین، ۱۹۹۶)، ساختار کلاس درس (مایا، ۲۰۰۱ به نقل از عبدالملکی، ۱۳۸۵)، انگیزش تحصیلی (آگوروگلو و آلبرت، ۱۹۷۹).

توانایی یادگیرندگان، آموزش معلمان و انگیزش یادگیرندگان (کیت و کول، ۱۹۹۷) و عوامل شناختی مانند هوش عمومی (گدرلا، ۱۹۹۷) و خودکارآمدی تحصیلی (وانگ؛ ۱۹۹۸) بر روی آن تاثیر دارد (رضائی نسب ،۱۳۸۹).


[۱]. Palson…

-۳-۲- پژوهش­های انجام شده در داخل کشور

اکبری پوررنگ و امین یزدی (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان «باورهای خودکارآمدی و اضطراب امتحان در دانشجویان دانشگاه­های آزاد» به این نتیجه رسیدند که میان خودکارآمدی و اضطراب امتحان رابطه معنی­داری وجود دارد.

البرزی و سیف (۱۳۸۱) در پژوهشی تحت عنوان رابطه باورهای انگیزشی و راهبردهای خودتنظیمی با پیشرفت تحصیلی در گروهی از دانشجویان علوم انسانی در درس آمار پرداختند. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه معنی­دار بین متغیرها می­باشد.

امین­پور، خلیل زاده و محمد نژاد (۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین خودکارآمدی ریاضی، سبک و اسناد و اضطراب امتحان بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش­آموزان سال اول دبیرستان به این نتیجه رسیدند که بین خودکارآمدی ریاضی و پیشرفت تحصیلی ریاضی رابطه مثبت و بین اضطراب امتحان و پیشرفت ریاضی رابطه منفی وجود دارد.

نتایج یافته­های امینی (۱۳۸۷) نشان داد که بین راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و همه مولفه­های یادگیری خودتنظیمی توانایی پیش­بینی پیشرفت تحصیلی را دارند.

ایران نژاد و ویسنلر (۲۰۰۸) در پژوهشی، ارتباط بین خودتنظیمی، باورهای انگیزشی و خلاقیت را در دانشجویان بررسی کردند. یافته­های پژوهش نشان داد که اگر چه متغیرهای جمعیت­شناسی از جمله سن، جنسیت، سطح تحصیلات پدر و مادر،… پیشگوی­های خوبی برای خودتنظیمی و خلاقیت نیستند، اما همبستگی مثبتی بین انگیزش فرد، خودتنظیمی و خلاقیت وجود دارد.

پورطیبی و مشتاق (۱۳۷۹) نیز همبستگی بین انگیزه تحصیلی و پیشرفت تحصیلی را نشان دادند.

جباری، خداپناهی و حیدری (۱۳۸۲) به بررسی مقایسه­ای دانشجویان از لحاظ مسند مهارگذاری، باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خود نظم داده شده پرداختند. نتایج حاکی از این بود که دانشجویانی که دارای مسند مهارگذاری بیرونی هستند. در مقایسه با درونی­ها، دارای باورهای انگیزشی کمتر ی هستند و در کل از راهبردهای یادگیری کمتری استفاده می­کنند…

خرید فایل