مبانی نظری و پیشینه پژوهش رفتار درمانی دیالکتیک

در ۴۲ صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتهایی از متن مبانی نظری و پیشینه

رفتار درمانی دیالکتیک [۱]

این شکل از درمان به طور موفقیت آمیزی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و رفتار شبه خودکشی به کار رفته است. این روش گلچینی از روش های مربوط به درمان های حمایتی، شناختی و رفتاری است. برخی عناصر از روش درمانی فرانتس الکساندر به عنوان یک تجربه هیجانی اصلاح کننده مشتق می شوند هدف بهبود مهارت های بین فردی و کاهش رفتارهای خود تخریبی است که برای رسیدن به این هدف از روش هایی همچون نصیحت کردن ، استفاده از استعاره، داستان گویی، و مقابله و بسیاری روش های دیگر استفاده می شود. با این روش به بیماران مرزی برای غلبه بر احساسات دو گانه ای که مشخصه این اختلال می باشد کمک می شود. رفتار درمانی دیالکتیک از درمان شناختی ، رفتاری استاندارد برگرفته شده و جهت درمان اختلال شخصیت مرزی. بالاخص بیمارانی که سابقه مزمن خود کشی داشته و عملکرد آنها به شدت از بین رفته و نابهنجار شده بکار می رود. (برخوردار،۱۳۹۰).

اگر چه «دیالکتیک» در وهله اول برای تاکید بر توازن به وجود آمد، لیکن با پیشرفت درمان در جهانی که از ابتدا پیش بینی نمی شد، «دیالکتیک» به زودی به صورت اصل و راهنمای درمان درآمد. DBT از یک جایگاه تئوریکی ثابت و استوار برخوردار است. لیکن شیوه ها و استراتژی های واقعی آن به طرز قابل توجهی با جهت گیری درمان های مختلفی همپوشی دارد. مانند: درمان روان پویایی، درمان مراجع- محوری، درمان های استراتژیک و درمان های شناختی (linehan,1993).

دیالکتیک به عنوان یک جهان بینی یا دیدگاه فلسفی متخصصان بالینی را در جهت ساختن فرضیه های تئوریکی متناسب با مشکلات مراجعان و درمان آنها راهنمایی می کند. از سوی دیگر، دیالکتیک به عنوان رابطه و گفتگو به رویکرد یا استراتژی های درمانی اشاره دارد که توسط درمانگران برای ایجاد تغییر مورد استفاده قرار می گیرد. آنچه در DBT مهم است تعداد استراتژی های درمانی دیالکتیک آن میباشد.

دیالکتیک از نقطه نظر گفتگو و ارتباط به تغییر از طریق قانع سازی و ترغیب و استفاده از مخالفت ها و تضادهایی که در رابطه درمانی وجود دارند اعتقاد دارد نه به منطق رسمی غیر شخصی . هم مراجع و هم درمانگر به وسیله مخالفت درمانی با مواضع متناقض می توانند به مفاهیم جدیدی در بین مفاهیم کهنه خود برسند. روح دیدگاه دیالکتیک این است که هرگز یک واقعیت نهایی با یک حقیقت غیر قابل جدال را نپذیریم .

در جلسه درمان، گفتگوی دیالکتیکی از اهمیت خاصی برخوردار است. شاید چیزی است که بیش از سایر عوامل اهمیت دارد توجه به این نکته است که دیالکتیک میتواند شانس استفاده از مکانیسم دو نیمه سازی را در مراجعان مرزی کاهش دهد (linehan,1993).

۲-۱-۵-۱مفهوم سازی دیالکتیکی مراجعان

مفروضه های دیالکتیک بر مفهوم سازی مشکل مراجعان در DBT به چند شکل تاثیر می گذارد: دیالکتیک معتقد است که اختلالات روانشناختی تحت عنوان اختلالات و مشکلات سیستمی بهتر مفهوم سازی میشوند. اختلالات سیستمی این خصوصیات را دارند:

۱٫اختلال را با توجه به عملکرد سالم و طبیعی تعریف می کنند.

۲٫ به ارتباط و تداوم بین سلامت و اختلال اعتقاد دارند.

نقص در تعدیل هیجان ممکن است به مشکلات زیر ارتباط داشته باشد :

۱-مشکل در بازداری از رفتارهای مخرب وابسته به خلق

۲- سازماندهی رفتار در خدمت اهدافی مستقل از خلق فعلی

۳- افزایش یا کاهش برانگیختگی فیزیولوژیکی مورد نیاز

۴-مشکل در پرت کردن توجه از محرک های برانگیزاننده هیجانی

۵-تجربه هیجان بدون دور انداختن فوری آن و یا بدون ایجاد هیجان منفی ثانویه افراطی

۶-معتقدند که اختلال از علل متعدد ناشی می شود نه یک علت واحد

از آنجا که مکانیسم های شروع عدم تنظیم هیجانی واضح و شفاف نیستند ، احتمال دارد که عوامل بیولوژیکی نقش اساسی را بعهده داشته باشند. تاثیر این عوامل ممکن است به صورت تاثیر ژن ها باشد به صورت عوامل پیش از تولد و یا حوادث آسیب زای دوران کودکی که بر رشد مغز و سیستم اعصاب تاثیر می گذارد(برخوردار،۱۳۹۰).

۲-۱-۵-۲ محیط های بی اعتبار کننده

همه افرادی که آسیب پذیری اولیه خلقی برای عدم تنظیم هیجانی دارند مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نمی شوند ، بنابراین در تئوری زیستی – اجتماعی به این نکته اشاره شده که محیط های رشدی خاص نیز برای ایجاد این اختلال ضروری هستند . ….


[۱] Dialectical Behaviour Therapy (DBT)

۲-۱-۵-۴-مرحله پیش درمانی

۲-۱-۵-۴-۱جهت گیری و بستن قرارداد

وظایف اصلی جهت گیری دو مورد است: ۱- مراجع و درمانگر هر دو باید به صورت دو جانبه تصمیم بگیرند که می خواهند با یکدیگر کار کنند یا نه. معمولاً جلسه اول تا سوم ، فرصت مناسبی برای این تصمیم گیری است. انجام مصاحبه تشخیصی ، گرفتن شرح حال و تحلیل رفتاری از اولین رفتارهای هدف می تواند در جلسات اول به صورت آمیخته و یا به صورت مجزای از هم صورت گیرد.۲- مراجع و درمانگر هر دو به بحث و مذاکره پیرامون یکسری انتظارات کلی که راهنمای گام های اولیه درمان خواهد بود، می پردازند. در مورد انتظاراتی که مراجع و درمانگر از یکدیگر خواهند داشت بحث شده و روی آنها توافق به عمل خواهد آمد. در صورت لزوم درمانگر تلاش خواهد کرد که باورهای مخرب مراجع در خصوص فرایند درمان را تغییر دهد. موضوعات مورد بحث عبارتند از : میزان و حجم تغییراتی که به طور معقولانه انتظار وقوع آنها وجود دارد اهداف و شیوه های کلی درمان، و داستان های مختلفی که ممکن است مراجع در زمینه فرایند درمان به طور کلی در ذهن داشته باشد. ضمناً دیدگاه دیالکتیک زیستی – اجتماعی اختلال شخصیت فرامرزی نیز معرفی خواهد شد.

چند نکته اضافی دیگر نیز در اینجا بحث جهت گیری وجود دارد. اول اینکه ، رفتار درمانی دیالکتیک نوعی درمانی حمایتی معرفی می شود که لازمه آن ارتباط قویاً متحدانه بین مراجع و درمانگر می باشد. رفتار درمانی دیالکتیک نوعی برنامه پیشگیری از خودکشی نیست. بلکه یک برنامه ارتقاء زندگی است که مراجع و درمانگر در آن به صورت تیمی برای آفرینش یک زندگی ارزشمند تلاش می کنند دوم اینکه ، رفتار درمانی دیالکتیک نوعی درمانی شناختی – رفتاری معرفی شده و تاکید اولیه آن تحلیل و جایگزین کردن رفتارهای مسئله آفرین با رفتارهای سازگارانه و تغییر باورهای ناکارآمد و الگوهای فکری غیر قابل انعطاف و خشک میباشد. سوم اینکه به مراجع گفته می شود که رفتار درمانی دیالکتیک یک درمان مهارت مداراست و تاکید ویژه بر آموزش مهارتهای رفتاری دارد. استراتژی های بستن قرارداد و جهت گیری که با استراتژی های اعتبار یابی متوازن می شوند ، مهمترین استراتژی ها در خلال این مرحله از درمان می باشند(برخوردار،۱۳۹۰).

مرحله اول :

الف)کسب توانمندی ها و مهارت های اساسی

تمرکز اولیه در اولین مرحله درمان بر اکتساب الگوهایی در زندگی است که به طرز معقول کاربردی و با ثبات باشند. اهداف ویژه ای که در این مرحله از اهمیت خاصی برخوردار است عبارتند از کاهش رفتارهای خودکشی، کاهش رفتارهایی که مخل درمان هستند، کاهش رفتارهایی که مخل کیفیت زندگی می باشند و افزایش مهارت های رفتاری به این اهداف به صورت سلسله مراتبی و پیوسته نزدیک می شویم، و هرگاه به هدفی نائل آمدیم هدف بعدی ظاهر می شود. ….

خرید فایل