مقاله تقسیم بندی حقوق

مقاله انواع حقوق

سر فصل مطالب اصلی:

حقوق بازرگانی:

حق به معنای امتیاز

تقسیم بندی حقوق

حقوق تجارت:

حقوق عمومی:

حقوق اساسی:

حقوق بین المللی:

– حقوق بین المللی عمومی:

– حقوق بین المللی خصوصی:

حقوق تجارت:

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: قسمتهایی از متن:

«امید در تابلو طبیعت»

سعی می كنیم سرسبزی و طراوت را از بهار (كودكی)، گرمی و حرارت را از تابستان (جوانی)، ایثار و بخشندگی را از پاییز (میانسالی)، مقاومت و ایستادگی را از زمستان بیاموزیم (كهولت).

عشق ها پیغمبر زیباییند روح خاق در وجود هستی اند.

حقوق بازرگانی:

حقوق كلمة عربی است و جمع می باشد و مفرد آن حق است. حق به معنای برابری ، واقعیت درستی، عدل و امتیاز بیان شده است. در معنای اصطلاحی حقوقدانان نسبت به كلمة حق تعابیر و معانی مختلفی را ارئه و بیان كرده اند كه از جملة آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد.

حق به معنای امتیاز

اكثر حقوقدانان حق را به معنای امتیاز دانسته اند یعنی آنكه حق وجود عینی و ملموس ندارد بلكه امتیاز است كه قانونگذار به افراد داده است تا با تكیه بر آن بتوانند مطالبة حق خود را از دیگری بنماید. در این وضعیت قانون حق را ایجاد می كند و دارندة حق را مشخص نموده و متعهد به ادای حق را مكلف به انجام تعهد می كند. چنانچه ملاحظه می كنید حق در بیرون وجود خارجی ندارد و اگر قانونگذار سایة حمایت خود را از آن بردارد چیزی به عنوان حق شناخته نخواهد شد. برخی دیگر از حقوقدانان نظر دارند كه حق دارای وجود خارجی است و قانونگذار ضخامت اجرای حق را عهده دار گردیده است یعنی آنكه حق برای كسی شناخته می شود و قانون از حق مذكور حمایت كرده و متعهد را مكلف به انجام حق می كند چنانچه ملاحظه می كنید در این وضعیت قانون وسیلة اجرای حق می باشد. بدون آنكه موجد حق به شمار آید. ….

حقوق تجارت:

مادة یك قانون تجارت در تعریف تاجر می گوید تاجر كسی است كه شغل معمولی او معاملات تجاری باشد چنانچه ملاحظه می كنید در این تعریف تاجر از نظر شخصی معرفی شده است و معاملات تجاری تابعی است از شخصیت تاجر یعنی آنكه اگر معاملات مذكور را افراد دیگری به جز تاجر انجام دهند تجاری شناخته نخواهد شد در عریف مذكور نكات زیر قابل توجه است.

۱- شغل معمولی:

شغل معمولی عبارت است از شغلی كه به طور مكرر و مستمر شخصی به آن مبادرت ورزد و این امر در طول زمان نسبتاً موید باشد كه مردم او را شاغل آن شغل بشناسند بدین ترتیب ضابطة تشخیص تاجر انجام امور تجاری به نحو مكرر است. اگر فردی یك یا چند بار اتفاقاً به معاملات تجاری بپردازد تاجر شناخته نخواهد شد.

۲- با توجه به آنچه در فوق گفته شد مشخص می شود معملات اتفاقی تجاری از شمول تعریف مذكور خروج موضوعی دارد و از این جهت عنوان معملات تجاری پیدا نمی كند. و نیز قانون به تعریف شخصی از اعمال تجاری پرداخته است.

معاملات تجاری:

در مادة ۲ قانون تجارت قانون گذار از تعریف شخصی تاجر چشم پوشی كرده و به معاملات تجاری توجه كرده است كه در این تعریف به تعریف موضوعی پرداخته و موضوعاتی را كه مشمول موضوعات تجاری می باشند طی ۱۰ برگ اعلام و معرفی كرده است و هر كسی كه معملات مذكور را انجام بدهد صرف نظر از آنكه مشمول تعریف تاجر در مادة یك باشد و یا نباشد عمل او جنبة تجاری پیدا می كند. و در بند یك چنین می گوید: خرید و یا تحصیل مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از آنكه تصرفی در آن شده یا نشده باشد. به طوریكه در این تعریف مشخص شده است بین خرید و تحصیل تفاوت قائل شده است بدین توضیح كه در خرید هانطوریكه می دانید فوشنده مالكیت كالا را از خود سلب وضع نموده و آن را خریدار منتقل می نماید و برعكس خریدار مالكیت بها و قیمت را كه از نظر حقوقی به عنوان گهن نامیده می شود از خود سلب و به فروشنده منتقل می كند. در این وضعیت ارادة طرفین در نقل و انتقال مؤثر بوده و جای خریدار با فروشنده در مالكیت مبیع و كالا جایشان عوض شده و انتقال تحقق یافته است. در حالیكه در تحصیل ممكن است از طرق دیگر مال به دست آمده باشد. مانند آنكه كسی از طریق ارث مالك ملی شده باشد و یا اینكه مالی به او بخشیده شده باشد. بنابر این مالكیت از راه تحصیل عام است سنت به مالكیتی كه از طریق خرید به دست آمده باشد.

مطلب دیگری كه در این تعریف قابل ذكر است منقول بودن مال است وقتی گفته می شود مال منقول در مقابل آن مال غیر منقول تصور می شود. مال منقول عبارت است از مالی كه حمل و جابجایی آن از محلی به محل دیگر به سهولت و آسانی امكان پذیر باشد. مانند اتومبیل و یا خودكاری كه شما با آن مشغول نوشتن هستید مال غیر منقول عبارت است از مالی كه حمل و جابجایی آن از جایی به جایی امكان پذیر نباشد و یا موجب خرابی مال و یا محل مال گردد كه از این جهت مال غیر منقول را به سه دسته تقسیم كرده اند.

۱- غیر منقول ذاتی مانند زمین

۲- غیر منقولی كه به واسطه عمل انسانی غیر منقول گردیده است مانند ساختمان

۳- غیر منقولی كه در اصل منقول اس ولی حمل آن از محل نصب موجب خرابی محل می گردد مانند لوله های آبی كه از در ساختمان مورد استفاده قرار گرفته

در قانون تجارت انتقال مال منقول تجاری محسوب می شود و انتقال مال غیر منقول غیر تجاری است. مطلب دیگری كه در این تعرف قابل ذكر است آنكه در هنگام خرید یا تحصیل مال خریدار یا تحصیل كننده باید قصد انتقال مال مذكور را داشته باشد یعنی آنكه به منظور به منظور اسفادة شخصی مال مورد بحث را خریداری یا تحصیل نكرده باشد برای آنكه هدف از قانون تجارت گردش سرمایه است و گردش سرمایه تابعی از گردش مال است و مال نیز باید منقول باشد تا به سهولت نقل و انتقال آن مقدور و ممكن باشد. مطلب دیگری كه در این تعریف چشم می خورد آن است كه خریدار مال خریداری شده را و یا تحصیل شده را بفروشد و یا اجاره دهد در خصوص فروش همانطوری كه دانستید انتقال قطعی تحقق پیدا می كند و مالكیت مال از دست مالك خارج می شود ولی در اجاره مالكیت مال برای مالك باقی مانده ولی منافع برای مدت معین از دست مالك خارج می شود. …

….

خرید فایل