مقاله رئالیسم و نظریه ناتورالیستی

مقاله رئالیسم و نظریه ناتورالیستی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::: فهرست:

گفتار اول: پیش درآمد :

گفتار دوم : رئالیسم با وجدان

گفتار سوم: نظریه ناتورالیستی :

گفتار چهارم : دوستی دو مكتب

گفتار پنجم : رئالیسم آگاه :

گفتار ششم : سخنی درباره ی رئالیسم سوسیالیستی

:::::::::::::::::::::::::::::::::::: قسمتهایی از متن:

گفتار اول: پیش درآمد :

اگر چنانچه جیمز ادعا می كند: « درمان واقع در مسیر صواب هنوز هم مستقل ترین انعطاف پذیرفتن و غول آسانترین نوع ادبی است » واژه ی رئالیسم هم كه در بحث رمان از آن فراوان سخن می رود. بی گمان باید مستقل ترین و انعطاف پذیرترین و غول آسانترین نوع اصطلاح در نقد ادبی باشد

به راستی كه واژه ی رئالیسم با استقلال ظاهری اش از هر توصیف صوری و محتوایی و با انعطاف پذیری مهار ناپذیرش عجوبه ای است كه اغلب اشخاص احساس می كنند. بدون آن هم می توانند راحت سر كنند نكته ای كه دقیقاً نشان دهنده ی بی ثباتی مزمن این واژه است تمایل شدید آن به جذب این با آن كلمات توصیفی است كه حكم تكیه گاه معنایی را پیدا می كنند. خواننده لازم نیست وقت زیادی را صرف تورق تألیفات انتقادی كند تا به كلمات توصیفی برسد از قبیل:

رئالیسم آرمانی، رئالیسم انتقادی، رئالیسم استمراری، رئالیسم بدبین ، رئالیسم بویا ، رئالیسم تجمعی، رئالیسم خارجی ، و انواع دیگر آن از قبیل . خوش بین . ذهنی ، رمانتیك روان شناختی، روزمره ، سوسیالیستی ، شاعرانه، صوری، طنز آلود، عینی ، فانتزی ، هجایی و رئالیسم ناتورالیستی و ملی اشاره كرد. …

گفتار دوم : رئالیسم با وجدان

وجدانی كه بیدار شد و خود را مرسوم به رئالیسم یافت ، بر انگیخته ی گروهی از هنرمندان فرانسوی قرن نوزدهم از میان رؤیاهای رمانتیك ها بود. ولی این نویسندگان و نقاشان مایل نبودند این نهضت فكری را جنبشی به معنی متداول آن ببینند. حتی حاضر نبودند , آنرا به هیچ صورت مگر منفی تعریف با تحدید كنند . از این رو واژه ی رئالیسم كه ادموند دو گنكور در پیشگفتار برادران زمگانو آنرا لغت دم دمی و لغت وحشی نامید تنها پس از ابراز بی میل فراوان این هنرمندان و پس از اینكه آنرا “ اتیكت با برچسب تحریك كننده و موقت خواندند و آنرا برای فعالیت هایشان آنرا گنگ دانستند مورد قبول واقع شد كوربه ی نقاش در سال ۱۸۵۵ در بالای در نمایشگاه نقاشی های مردود شمرده شده خود نوشت : « در شیوه ی رئالیسم » ول توضیح داد كه او را به همان دلیل رئالیست می نامند كه هنرمندان ۱۸۳۰ را رمانتیك می نامیدند . زولا نیز در مقاله ای به نام جمهوری و ادبیات چنین معادله ای را برقرار كرد و یاد آور شد كه« در پس همه ی بحث های ادبی، همیشه یك مسئله فلسفه نهفته است »

ژول كلارتی { نویسنده } در نوشته ی مختصر و مفیدی مدعی شد كه نظریات موسیو شانفلوری و شعر پر حرارت بود لر و حتی تخیلات مورژه و نقاشی كوربه در چارچوب اوضاع سیاسی سال ۱۸۴۸ قرار دارند و این داعیه حقانیت را می توان پدیده ای موازی با نیاز به تجدید سازمان و اصلاحات اجتماعی در آن ایام پر التهاب به شمار آورد. ….

خرید فایل