مقاله روانشناسی شخصیت و عوامل موثر بر آن

برخی از مطالب اصلی:

نگاه اجمالی

شخصیت از دیدگاه مردم

شخصیت از دیدگاه روانشناسی

ماهیت شخصیت و انسان

نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت

اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت

رابطه فرهنگ و شخصیت

نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد

اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت

تربیت دینی نوجوانان

الف) مراحل تربیت دینی

ب) نیازهای نوجوانان

روانشناسى بازى

خنده و اثرات روانشناختی آن

مدیتیشن خندیدن

اصول پیشگیری از رفتارهای پرخطر

پیامدهای استرس

منابع

======================

قسمتهایی از متن:

نگاه اجمالی

«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.
از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونههای شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

شخصیت از دیدگاه مردم

واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. …

روانشناسى بازى

روانشناسى عبارت است از علم مطالعه رفتار. روانشناسى به عنوان یك علم و روانشناس به عنوان یك عالم جایگاهى همچون یك عالم زیست شناسى و… دارد. اما از آنجایى كه موضوع مطالعه روانشناسى انسان است تا حدودى منجر به عامیانه زدگى مى شود. به نحوى كه همه افراد جامعه به خود اجازه مى دهند خود را روانشناس بدانند ولى همین افراد به خود اجازه نمى دهند خود را زیست شناس و… بنامند. چنانچه فعل نابجا و نادرست «روانشناسى كردن» هم در سطح جامعه رواج فراوانى یافته است، كه البته كلاس خود را هم دارد.
وجود چنین برداشت اشتباهى از روانشناسى از یك سو و تبلیغ این روانشناسى در میان مردم از سوى دیگر خود معضل بزرگى است كه نیاز به اصلاح دارد. برداشت هاى غلطى چون «تفاوت قائل نشدن بین روانشناسى و روانكاوى»، «به كار بردن نادرست روانكاوى به جاى روان درمانى»، «عدم تمایز بین روان درمانى و مشاوره»، «روانكاو خواندن روانشناسان»، «عدم آگاهى از تخصص هاى متفاوت در روانشناسى با كاركردهاى متفاوت» و مواردى از این دست همگى برداشت هاى غلط رایجى است و جالب تر اینكه همین ها نیز مایه مباهات و مفاخرت افراد شده است. معضلى به نام «برداشت غلط از روانشناسى و وظایف روانشناسى» نیاز به اصلاح دارد. در این میان قسمت عمده اى از این اصلاح به عهده رسانه ملى است و جالب است بدانیم رسانه ملى خود در حال مزمن كردن این برداشت اشتباه است. در بسیارى از سریال هایى كه از تلویزیون پخش مى شود گاهى در سطح دیالوگ، گاهى در سطح داستان هاى فرعى نمایش اصلى و گاهى به عنوان موضوع اصلى صحبت از روانشناسى و نقش روانشناس به میان مى آید. در سطح دیالوگ بارها مشاهده شده است از واژه هاى روانكاو، روانكاوى، دیوانه و… براى معرفى جایگاه روانشناس، روان درمانى، بیمار روانى و… بهره برده شده است. عمده تماشاگران چنین سریال هایى نیز این واژه ها را وام گرفته و استفاده مى كنند غافل از اینكه كار از ریشه ایراد دارد.

خرید فایل