مقایسه بازیهای كودكان پیش دبستانی مهدكودك رفته با كودكان پیش دبستانی مهدكودك نرفته

مقایسه بازیهای كودكان پیش دبستانی مهدكودك رفته با كودكان پیش دبستانی مهدكودك نرفته

مقدمه:

كمبود امكانات و وجود مشكلات عدیده در ممالك در حال توسعه موجب شده است كه موضوع بازی به خصوص در كودكان موجب بی مهری با كم توجهی والدین، مراقبین و كسانی كه با بچه ها سروكار دارند قرار گیرد (رضا توكلی و همكاران، ۱۳۸۲).

نقش بسیار باارزش بازی از دیدگاه اصول تعلیم و تربیت در فرهنگ آموزش و پرورش جایگاه بسیار والایی دارد. باید توجه داشت كه بازی به عنوان فرایند بسیار مهم در رشد و نمو كودك از بدو تولد تا سنین بالاتر در رشد و تكامل قوای ذهنی و جسمی او كمك بسزایی داشته و او را فردی خودساخته و مفید بار خواهد آورد. (نبوی و زكایی، ۱۳۸۵)

شروع بازی را می توان به گذشته های دور، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. در حقیقت بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در كل تاریخچه بشریت مندرج.

انسان از نظر زیستی نیاز به جنبش و حركت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حركت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفكر دارد و بازی خمیرمایه تفكر است.

تشكیل اجتماعات اولیه بشری، نحوه و شكل جدیدی از بازی را پدید آورد. بازی های گروهی به صورت بازی های نمایشی از عبارت ارواح و پرستش اشیائ گرفته تا رقص شكار و رقص جنگ، مجموعه ای از راههای برآوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افراد را فراهم گرداند.

بازی نیز همسان با سایر پدیده ها ابعاد و جنبه های وسیعی را دربرمی گیرد. گوناگونی این ابعاد باعث شد تا تعریف های زیادی از بازی ارائه گردد. هر یك از تعریف ها برجسته كردن جنبه ای از بازی دیدگاه خاصی ارائه می دهند.

در فرهنگ بزرگ و بستر[۱] بازی به صورت های ذیل تعریف شده است.

الف) حركت ـ جنبش و فعالیت به مثابه حركت عضلات.

ب) آزادی یا محدوده ای برای حركت یا جنبش.

ج) فعالیت یا تعریف برای سرگرمی، تفریح یا ورزش. (مهجور، ۱۳۸۳)

میشل و میسون[۲] تعریفهای متعددی از بازی گردآورده اند كه نسل به نسل بر جای مانده است این تعریفها عبارتند از:

میشل و میسون:

بازی عبارت است از نگرش فكری كه می تواند به هر نوع فعالیت انسانی اطلاق شود و به هر كاری تسریع یابد.

شیلر[۳]:

صرف بی هدف نیروی بی حد و حصر.

فروبل: [۴]

شكوفایی طبیعی جوانه برگهای كودكی.

پیاژه:

بازی اساساً یكی ساختن واقعیت است با خود.

اسپنسر:[۵]

رخداد غریزی اعمال زائد به جای اعمال واقعی… فعالیتی برای لذت آنی، بی توجه به بهره ی آجل آن.

لازاروس:[۶]

فعالیتی فی نفسه آزاد، بی هدف سرگرم كننده یا تفریحی.

هال:[۷]

عادت حركتی و تداوم روحیات گذشته در زمان حال.

گروس:[۸]

تمرینی غریزی و بی هدف از اعمالی كه در زندگی آینده نقش اساسی دارند.

ویلیام استرن:[۹]

بازی یك غریزه برای رشد و نمو استعدادها بوده و یا تعریف مقدماتی برای اعمال آتی می باشد.

دالس:[۱۰]

شكل غریزی از اظهار وجود و روزنه ای برای گریز هیجان ها. (قائمی، ۱۳۶۳)

كودك از طریق بازی نقاط ضعف و قوت، تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم و اجتماعی بودن یا منزوی بودن خود را بیان می دارد. كودك در هنگام تعامل با محیط یا افراد از طریق بازی احساسات خصمانه یا دوستانه، افسردگی یا شادی، امیال و ارزوهای درونی و بیرونی خود را بروز می دهد. این حالات نمی توانند به صورتی واحد ابراز كردند، لذا كودك سعی می كند براساس ذوق و علاقه و یا تجربیات خود آنها را به صورتی مناسب و مطلوب ابراز دارد.

انواع گوناگون این فرافكنی ها و درون فكنی ها باعث می شود تا بازی ها به صورتهایی خاص طبقه بندی شوند و از این رو لازم است پیش از قضاوت در مورد هدف كودك از اجرای بازی، به شناخت انواع بازیها اقدام گردد. براساس باورهای نظریه‌پردازان، بازی ها به صورت های متفاوتی تقسیم بندی شده اند، از آن جمله گروس در كتاب بازی انسان، آن را به چهار دسته به شرح ذیل تقسیم می كند.

۱- بازی های جنگی: شامل مسابقات، شكار كردن و رقابت های فكری و جسمانی.

۲- بازیهای مهرورزی، عاطفی و احساسی، كه از طریق هنر بیان می شوند.

۳- بازیهای تقلیدی و نمایشی

۴- بازیهای تقلیدی اجتماعی

در تقسیم بندی دیگری گروس بازیهای چهارگانه بالا را به صورت ذیل بیان می دارد:

۱- بازیهای حسی و عاطفی

۲- بازیهای حركتی

۳- بازی های عقلانی

۴- بازی‌های شناختی

۵- بازیهای لفظی

هم زمان با افزایش توجه دست اندركاران آموزش و پرورش به ارزش بازی در شكل گیری همه جانبه قوای ذهنی، جسمی، اجتماعی و شخصیتی كودك انواع زیر به تقسیمات بازی افزوده شده است.

۱- بازی های آموزشی ( یادگیری) كه خود عبارتند از:

الف ـ بازیهای دستی.

ب ـ بازی بدنی.

ج ـ بازی نمایشی.

د ـ بازیهای سرگرم كننده.

۲- بازیهای تخیلی.

۳- بازی های نمونه ای.

علت گوناگونی این تقسیم بندی ها براساس باورهای نظریه پردازان و توجه آن ها به برخی از جنبه هایی است كه از نظر آنها اهمیت بیشتری دارد. اما در حقیقت بررسی تعریف ها و تقسیم بندی آنها گویای توافقی همگانی در گوناگونی و هدف بازی است.

بازی از ارزش های خاصی برخوردار است و باید مورد توجه والدین و مربیان قرار گیرد. كودك از هنگام تولد تا بزرگسالی رو به رشد و تكامل است. به گفته میلی چامپ بازی به كودك كمك می كند كه به یك «انسان» تبدیل شود و برای رسیدن به این مرتبه و كسب ویژگی های شخصیتی مطلوب، باید تعادلی بین بازی و كار كودك برقرار شود. وقتی كودك از بازی كردن خسته شود و می پرسد: حالا چكار كنم؟ هنگام پرداختن به كار فرارسیده است! بازی در حقیقت در رشد و تكامل كودك تأثیر بسزایی دارد و او را هر روز به زندگی شیرین تری نزدیك می كند.

در كتاب روان شناسی بازی احمدوند چنین آمده است كه : كودك در خلال بازی به كشف محیط اطراف خود می پردازد و از طریق بازی نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن برمی دارد. همكاری و تشریك مساعی با گروه را فرامی گیرد و بر كیفیت تأثیرگذاری بر دیگران و تأثیرپذیری وقوف می یابد.

كودكان از طریق بازی یاد می گیرند كه چه طور می توانند مورد پذیرش افراد گروه واقع شوند و به میزان توانایی های لازم برای موفقیت در گروه پی می برند و همچنین بر چگونگی استفاده از توانایی های دیگران برای رفع نیازهای خود آگاه می شوند.

بازی موجب رشد جنبه اجتماعی شخصیت كودك می شود. او در بازی گروهی، ناگزیر به رعایت نكات اجتماعی و قواعد بازی است.

همچنین در پیشرفت رشد فضایل اخلاقی كودكان و نونهالان تأثیر بسزایی دارد، زیرا كه كودكان رفتار و ارزشهای اخلاقی را در حین بازی با یكدیگر گرفته و به آن خوی می گیرند. و رفتارهای بد و خوب را در بازی ضمن تجربه از هم تشخیص داده و بدان عمل می كنند.

ارزش های درمانی یكی دیگر از قوانین صحیح تعلیم و تربیت است كه می توان به نحو احسن در مواقع مختلف از آن استفاده كرد. مسائل و مشكلات روانی مختلف تربیتی به وسیلة بازی های درمانی كمك بسزایی به كودك می كند تا در آینده بتواند به رفع مشكلات خود از هر جهت موفق شده و به زندگی شیرین و بازی های كودكانة خود ادامه دهد.

احمدوند نیز در كتاب روان شناسی بازی خود در مورد ارزش جسمانی چنین اظهار نظر می كند كه: “فعالیت هایی كه كودك به عنوان بازی انجام می دهد در پرورش نیروی بدنی و حواس او تأثیر زیادی دارند. كودك می پرد، می دود، از پله ها بالا و پایین می رود، لی‌لی می كند، خم و راست می شود، نشست و برخاست می كند، دوچرخه سواری می كند، اسباب بازی ها را جا به جا می كند، طناب بازی می كند و … در تمام این فعالیت ها عضلات و اندام های مختلف خود را به كار می گیرد و موجبات تقویت آنها را فراهم می سازد.”

از طرف دیگر از نظر حسی و حركتی می توان گفت كه از طریق بازی حس بینایی و شنوایی و لامسه كودك پرورش یافته و چشم و دست او از هماهنگی بیشتر و بهتری برخوردار شده و عضلات انگشتان و دست و پای او ورزیده می شوند. از طریق بازی همچنین، قوه خیال و تصور كودك با سرعت هر چه بیشتر پیشرفت نموده و پرورش می یابد و با توجه به گذشت زمان به اوج خود می رسد. كودك به وسیلة بازی خود را بهتر شناخته و منش او از این طریق پرورش می یابد. كودك در بازی سعی خواهد كرد كه قوه خلاقیت و ابتكار خود را به وجود آورد و دنیای شیرین خود را بهتر بشناسد. (نبوی، زكایی، ۱۳۸۵)

ویژگی های خاص بازی و فواید گوناگون آن در ریشه همه جانبه قوی ذهنی، جسمی، شخصیتی و اجتماعی كودك باعث شده تا توجه مقدار زیادی از دست اندركاران تعلیم و تربیت به چگونگی نقش بازی در امر آموزش كودكان معطوف شود. در این میان می توان از نظریات افلاطون، ارسطو، روسو، خواجه نصرالدین طوسی، امام محمدغزالی و از میان متأخرین از نظریات مونته سوری، فروبل و دكروای یاد كرد.

اما نكته مهم آن كه متقدمین اگر چه به ارزش بازی در رشد كودك اشاره كرده اند؛ اما در بسیاری از موارد آن را خارج از زمینه تعلیم و تربیت رسمی كودك محسوب داشته و آن چنان كه باید نظریات صریحی در امر استفاده از بازی برای آموزش كودك ارائه نداده اند. متأخرین این قصور را جبران كرده و در نظرات خود با صراحت بیشتری به نقش بازی به عنوان یكی از مطلوب ترین عوامل تعلیم و تربیت اشاره كرده اند. حتی برخی از مربیان استفاده از بازی را به عنوان عمده ترین وسیله آموزش كودك برای یادگیری موضوعات مختلف مورد تأكید قرار داده اند.

بیان مسأله :

محركی چون بازی بر رشد شناختی،‌عاطفی، اجتماعی و فیزیكی كودك تأثیر بسزایی دارد. كودك هنگام بازی می تواند كشف كند چه كسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ كند. به راستی بازی می تواند به كودك اعتماد به نفس دهد، بازی كردن بچه ها راهی است به سوی شكل گیری شخصیتی سالم و مفید برای این كه كودك در آینده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.

یكی از امتیازهای بازی این است كه رشد شناختی كودك را گسترش می دهد. برای مثال بازیهای حسی حركتی درك كودك را از دنیای اطرافش افزایش می دهد. بازیهای جسمی به او كمك می كند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد. بازیهای نمادین، به او اجازه می دهد تا واقعیات را تغییر دهد. ( به حال تعلیق درآورد).

توانایی كودك در بازی نمادین، نشانه نقطه عطفی در رشد شناختی اوست. چرا كه به تدریج ذهن او قدرت شكافتن ظاهر واقعیات را نمایان می كند. در تخیلات او خرس عروسكی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.

همانطور كه قوه درك كودك قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد. زمانی می رسد كه او قادر است مانند بزرگترها تفكر انتزاعی داشته باشد، در طی بازی، كودك با مفاهیمی چون بزرگ ـ كوچك، بالا ـ پایین، پر یا خالی آشنا می شود و آنها را با وضوح بیشتری درك می كند. بازی تخیلی به كودك كمك می كند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییرناپذیر است.

بازی كردن، كودك را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا كند، و دریابد كه نمی تواند كاملاً همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست كاری كند.

بازی به عنوان آزمایشگاه زبان نیز عمل می كند. اگر كودك در محیطی رشد كند كه آرامش بر آن حكم باشد، می تواند به آزمایش و اكتشاف دست بزند. بازی هم قابلیت تسلط به اطرافش را به او می دهد. او به تدریج كه بزرگتر می شود، از طریق بازی مهارتهای حل مسأله و خلاقیت را نیز فرامی گیرد و از طریق بازیهای نمادین می تواند مشكلاتش را در فضایی امن تر تصور كند و راه حلهای متفاوت آن را با هم مقایسه كند.

تخیل انعطاف ناپذیر كودك، به او اجازه می دهد تا با استفاده از اشیاء اطراف خود، به خلاقیت بپردازد. بازی كردن قدرت تمركز حواس كودك را پرورش می دهد. از نتایج تحقیقات چنین برمی آید كه بین خیالپردازی و آستانه دقت كودك ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چرا كه كمی خیالپردازی به كودك كمك می كند تا بتواند حسابی سرگرم باشد. پژوهشی بر كودكان پیش دبستانی ثابت كرده است بچه هایی كه قادر نیستند خیالپردازی كنند از دقت كمتری برخوردار هستند و تمایل بیشتری به پرخاشگری و رفتار مخرب (شیطنت) دارند.

از دیگر فواید بازی می توان درك نظم، ترتیب و توالی مشاركت را نام برد. قوانین بازی، نحوه شروع، ادامه و خاتمه آن، فرصت مناسبی برای كودك فراهم می كند تا درباره نظم نكات بیشتری بیاموزد. همانقدر كه بازی فواید شناختی دارد، برای بهزیستی كودكان، فواید عاطفی را نیز به همراه دارد. بازی های تخیلی سهم بزرگی در خنده و شادی های كودكانه دارد. چنین شادمانی كودك را از حالتی خشك و ثابت بیرون می آورد. البته رضایت خاطر (خوشحالی) كودك بازتابی احساسی است كه از خود دارد.

بهترین بازی، آن است كه عزت نفس را در كودك به جریان اندازد. بازی به كودك اجازه خشونت می دهد تا تخلیه شود، به عبارتی از طریق بازی می تواند خشم خود را خالی كند و این امر برای او نوعی پذیرش اجتماعی محسوب می شود.

بازی مهارتهای اجتماعی كودك را افزایش می دهد. به ویژه نمایشی كه نوعی بازی نمادین است می تواند همدلی را در كودك پرورش دهد. در این صورت او نه تنها وانمود می كند هویت دیگری دارد بلكه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد.

كمترین عملكرد اجتماعی بازی را می توان نقش انجام وظیفه ای دانست كه هر یك از كودكان در بازیهای گروهی عهده دار می شوند حتی ساده ترین شكل بازی به كودك نكات مهمی می آموزد، نكاتی چون رعایت نوبت، همكاری، رقابت عادلانه و برد و باخت منصفانه.

شاید آشكارترین فایده بازی تأثیر آن بر رشد جسمی كودك باشد. این تأثیر شامل ریشه ماهیچه و توانایی كنترل آن است، همانند هماهنگی چشم و دست همچنین می توان گفت عضلات بزرگ از طریق فعالیت های جسمی مانند دویدن، پریدن، دوچرخه سواری و شنا قوی می شود و عضلات كوچك از طریق فعالیت های حسی ـ حركتی تقویت می شود.

بازی نمادین می تواند فرصت های زیادی برای رشد فیزیكی فراهم كند در انواع مسابقات، مهارتهای حركتی و هماهنگی اعضا بدن افزایش می یابد.

اكنون مسأله پژوهش حاضر این است كه آیا بین بازیهای كودكان پیش دبستانی مهد كودك رفته با كودكان پیش دبستانی مهد كودك نرفته دختر و پسر شهر تهران تفاوتی وجود دارد یا نه.

هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه بین بازیهای كودكان پیش دبستانی مهد كودك رفته با كودكان پیش دبستانی مهد كودك نرفته دختر و پسر شهر تهران می باشد.

اهمیت موضوع پژوهش:

بازی فعالیتی است كه كودك برای پدید آوردن شیء یا رویدادی انجام می دهد تا جایگاه اجتماعی و كاری خود را دریابد. كودك با بازی خود آن چه را كه از اعمال بزرگسالان یادگرفته یا در درون خود دارد بیان داشته و سعی می كند تا آن ها را به سطح واقعیت برساند. هر مقدار سطح كوشش او با معیارهای محیط زندگانیش بیشتر هم خوان باشد كودك شادتر و خوشحال تر است و هر مقدار دورتر او ناراحت تر و ناسازگارتر. از این رو هرگاه كودكی چه به طور مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم دریا بر رفتار و كردار او بیشتر به بزرگسالان شبیه است خوشحال تر و شادمان تر خواهد بود و برعكس، به عبارت دیگر می توان گفت، بازی كودكان نشانی است از آرزوی آن ها برای خود بزرگتر شدن.

بازی نه تنها بازدارنده رشد كودك نیست بلكه یكی از مهمترین عوامل هم آهنگی رشد آزاد كودك از لحاظ جسمی، احساسی و ذهنی است. بازی عامل رشد و تكامل، خواست ها و امیال كودك است. بازی كودك را قادر می سازد این خواست ها و امیال را به زندگی روزانه خود وارد ساخته و با شناخت توانایی ها و ویژگی های خود با مسیر آینده زندگی خود آشنا گردد، زیرا هم بستگی زیادی میان بازی و توانایی های كاری یك فرد در آینده موجود است.

از تماشای بازی كودكان می توان دریافت كه بازی یك موضوع محرك و تشویق كننده است. بچه ها در اثر بازی به مقدار زیادی از نظر عاطفی ارضا می شوند. هر چند تفاوت های موجود در بازی های كودكان همیشه واضح و روشن نیستند یا به راحتی درك نمی شوند، ولی این احتمال وجود دارد كه بتوان كاركردهای متمایزی را كه بازی برای كودك دارد تشخیص داد.

فرضیه پژوهش

بین بازیهای كودكان پیش دبستانی مهد كودك رفته با كودكان پیش دبستانی مهد كودك نرفته دختر و پسر شهر تهران تفاوت وجود دارد.

تعریف عملیاتی متغیرها

بازی: بازی عبارت است از حركت ـ جنبش و فعالیت به مثابه حركت عضلات، آزادی یا محدوده‌ای برای حركت یا جنبش، فعالیت یا تمرین برای سرگرمی، تفریح و یا ورزش.

كودك پیش دبستانی مهدكودك رفته: منظور كودكی است كه در سن ۶ سالگی می باشد و در مدارس عادی مشغول به تحصیل ( آموزش پایه پیش دبستانی) است كه از سن ۵-۲ سالگی به مهد كودك رفته و آموزش دیده است.

كودك پیش دبستانی مهد كودك نرفته: منظور كودكی است كه در سن ۶ سالگی می باشد و در مدارس عادی مشغول به تحصیل ( آموزش های پایه پیش دبستانی) است و به مهدكودك نرفته است.


[۱] – Webster

[۲] – Mitchell and Mason

[۳] – Shieller

[۴] – Forbel

[۵] – Spencer

[۶] – Lazaross

[۷] – Hall

[۸] – Gross

[۹] – Wlliam stren

[۱۰] – Dalss

خرید فایل