نقش سرمایه گذاری نهادی و فردی در بازارهای مالیشواهدی از بودجه های بسته

نقش سرمایه گذاری نهادی و فردی در بازارهای مالی:شواهدی از بودجه های بسته

چکیده:

ما با استفاده از منابع مالی بسته به عنوان یک ابزار منحصر به فرد،تحقیقاتی برای کشف اینکه آیا سرمایه گذاری نهادی،ثبات و یا بی ثباتی را در بازارهای مالی دارند را شروع کرده ایم. اگر سرمایه گذاری نهادی ثبات در بازارهای تجاری را در برابر قیمت گذاری اشتباه داشته باشند، پس آنها باید بودجه بسته خود را با تخفیف گسترده ای خرید نموده و فروش صندوقهای فروشی با حق بیمه زیادی خواهند بود. سازگار با فرضیه بازار تثبیت کننده، ما سندهایی که منابع مالی گسترده ای را برای تخفیف را ارائه نمودیم که در آن تقاضا در سیستم نهادی بالاتر از حق بیمه بودجه بوده است. علاوه بر این، یافته های ما نشان میدهد که افزایش در پیش بینی مالکیت نهادی با کاهش نوسانات بازده تخفیف همراه بوده است که در آن تجارت نهادی خطر معامله گر را کاهش میدهد. در مجموع نتایج نشان میدهد که سرمایه گذاران نهادی با کار بر روی تثبیت قیمتها نقش مناسبی در بازارهای مالی دارند.

کلمات کلیدی:

سرمایه گذاران نهادی-سرمایه گذاران فردی-بودجه بسته شده-خطر معامله گر مختل کننده

۱-مقدمه:

با وجود اهمیت روبه رشد سرمایه گذاران نهادی، هنوز بحثهای زیادی درباره نقش سرمایه گذاران نهادی بازارهای مالی وجود دارد. یک رشته از تحقیقات سرمایه گذاران نهادی از نظر عملکرد به عنوان کاهش قیمت تثبیت کننده ها در حضور قیمت گذاری نادرست و کسی که به درنگ به قیمت گذاری اشتباه و بهره برداری از آربیتراژ سود تجاری در برابر قیمت اشتباه را دارد،هنوز مورد بحث است. در مقابل، رشد روزافزون پژوهشها استدلال میکند که سرمایه گذاران نهادی ممکن است انحرافی از قیمت داشته باشند و افزایش نوسانات اتفاق بیافتد. در مقابل شواهد نشان میدهد که تقاضایی خالص نهادی در سهام فردی،با تحقیقات بیشتری نشان میدهد که خرده فروشی سرمایه گذاران کمتر پیچیده بوده و کم تجربه میباشند و این ممکن است قیمتها به دور از ارزشهای اساسی حرکت کند. برای مثال شواهد نشان میدهد که تجارت فردی منجر به قیمت گذاری اشتباه به دلیل دارایی افراد میشود که منافع خود را سریع بدست می آورند اما تمایل به ضررو زیان ندارند و اوراق بهادار متنوعی را نگه داری میکنند و تجارت براساس اختلال و یا احساسات انجام میشود. اما یک سوال مهم بدون پاسخ باقی میماند و آن کلاس سرمایه گذار است ک در آن افراد یا موسسات به احتمال زیاد برای بی ثبات کردن امنیت قیمت و تولید نوسانات بیش از حد اقدام کنند. در این مقاله به بحث در مورد کمک با استفاده از منابع مالی بودجه ای به عنوان یک وسیله تحقیق برای کشف اینکه آیا سرمایه گذاری نهادی و یا فردی یک نیروی بی ثبات در بازار هستند، استفاده شده است. بودجه بسته به عنوان یک وسیله و ابزار تحقیق برای نظریه قیمت گذاری منحصر به فرد برای تست دارایی ها می باشد که به دلیل ارزش ذاتی دارایی زمینه ای بوده که برای اندازه گیری نسبتا آسان است. ارزش خالص دارایی های یک صندوق (NAV) نشان دهنده ارزش ذاتی این صندوق است. بسیاری از مطالعات تجربی برای تخفیف و حق بیمه انجام شده است و تفاوت نسبی بین قیمت بازار یک صندوق و NAV آن وجود دارد که به عنوان یک پروکسی از قیمت گذاری اشتباه است. به طور خاص، این مقاله سه سوال پژوهشی زیر را در بررسی اثرات سرمایه گذاران نهادی و فردی در بسته بودجه برای ریسک و بازده وجوه ارائه میکند.

سوال اول پژوهش این است که آیا تجارت سرمایه گذاران نهادی برای کاهش قیمت گذاری فردی موثر است و یا افزایش قیمت به دور از ارزشهای اساسی است. تحقیقات در حال رشد برای شواهد تجربی ارائه کننده این است که تجارت دارای اثراتی بر بازده سهام هر زمان داشته و پس از آن بازده مورد نظر است. با این حال تحقیقات قبلی نشان دهنده شواهدی در جهت این است که نشان دهد تجارت نهادی ارای قیمتهای هدایت شونده میباشد. مطالعات متعدد نشان داده است که نهادها با فشار بر قیمتها به دور از ارزش واقعی آن اقدام میکنند. در تضاد با این موضوع میتوان گفت که پژوهشهای دیگر از موسسات تجاری که به منظور کاهش انحرافات قیمت از ارزشهای ذاتی آن اقدام میکنند نیز وجود دارد. به منظور کمک به بحث در مورد نقش سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مالی،ما به بررسی رابطه سطح تخفیف دوره و تغییرات بعدی در مالکیت نهادی میپردازیم . فرض ما این است که سرمایه گذاران نهادی تثبیت کننده قیمتها میباشند. بنابراین آنها باید با احتمال بیشتری برای خرید وجوه با تخفیف نسبت به خرید وجوه در حق بیمه اقدام کنند و آنها نیز باید به احتمال زیاد فروش صندوقهای فروشی در حق بیمه را نسبت به فروش بودجه در تخفیف تمایل داشته باشند. بنابراین ما انتظار داریم که مشاهده یک رابطه منفی بین آغاز دوره سطح تخفیف و خالص تقاضاء سازمان را داشته باشیم. به عنوان مثال، صندوق قیمت با تخفیف گسترده تر باید پس از آن بیشتر با افزایش مالکیت نهادی از وجوه معامله با تخفیف کم یا حق بیمه تجربه شود. سازگار با فرضیه قیمت تثبیت کننده ، ما به دنبال متوسط تقاضای نهادی خالص در تخفیف گسترده هستیم که گروه تخفیف گسترده به طور قابل توجهی بیشتر از حق بیمه است. با برازش تقاضاء نهایی خالص در تخفیف ،ما تقاضاء خالص نهادی را با ارتباط منفی از سطح تخفیف دریافتیم. اگر سرمایه گذاری نهادی در برابر قیمت گذاری اشتباه تجاری قرار بگیرد، در حالت نهادی، کاهش قیمت گذاری نادرست در صندوق به وجود خواهد آمد. برای بررسی تاثیر تجارت نهادی خالص و هر زمان نیاز به تغییرات فصلی در تخفیف و یا حق بیمه است. برای مثال، اگر سرمایه گذاران نهادی افزایش مالکیت در یک صندوق را در ۹۰% NAVبه فروش برسانند. و قیمت تجاری تا ۹۵% از NAV صندوق باشد، پس از آن تخفیف ۵% اعمال مبیشود که تفاوت تغییرات بین -۵% و -۱۰% میباشد. در روش دیگر،تجارت نهادی ممکن است بهبود بهره وری از قیمت را با فراهم کردن نقدینگی برای سرمایه گذاران فردی داشته باشد. تقاضاء نهادی خالص باید مقداری منفی در ارتباط با تغییرات در تخفیف داشته باشد، اگر سرمایه گذاران نهادی به عنوان ارائه دهندگان نقدینگی در صندوق باشند. سازگار با فرضیه نقدینگی ارائه شده، رابطه منفی بین تغییرات در مالکیت نهادی و تغییرلات در صندوق با تخفیف وجود دارد.

سوال دوم پژوهش این است که صندوق با تخفیف، اندازه گیری به حدی از احساسات فرد سرمایه گذار دارد یا نه؟ تمایلات سرمایه گذار به عنوان نظر یک سرمایه گذار از بازده مورد انتظار در امنیت تعریف میشود، در حالی که نظر شخصی مستقل از این امنیت میباشد. چندین مدل نظری وجود دارد که در آن این سوال وجود دارد که چرا تمایلات سرمایه گذار ممکن است به طور مداوم بازده سهام را تحت تاثیر قرار دهد. به عنوان مثال، فرضیه احساسات معامله گر با اختلال متفاوت بوده و به طور سیستماتیک در سراسر اختلال معامله گر همبسته میباشد. لونگ و همکارانش در سال ۱۹۹۰ پیشنهاد نمودند که عدم اطمینان از حساسیت معامله گر ممکن است از سرمایه گذاران منطقی در آربیتراژ برای قیمت گذاری اشتباه جلوگیری کند. بنابراین خطر ابتلا به معامله گر مختل کننده در قیمت وجود دارد. آثار گسترده نشان میدهد که سرمایه گذاران خرده فروشی که پیچیدگی کمتری داشته و کم تجربه میباشند میتوانند به معامله گران مختل کننده تبدیل شوند. شرایط لازم برای آزمون مدل معامله گر مختل کننده مهرز شده است. یک دیدگاه محبوب آن است که صندوق با تخفیف میتواند مورد استفاده برای اندازه گیری های فردی در تمایلات سرمایه گذاری به کار برود. لی و همکارانش اشاره کرده اند که تغییر در احساسات سرمایه گذار موثر بوده و با تغییر در ارزشهای بنیادی صندوق تنها ممکن است قیمت را تحت تاثیر قرار دهد اما NAV تحت تاثیر قرار نمیگیرد. بنابراین لی و شلیفر و تالر استدلال میکنند که تغییرات در بسته تخفیف صندوق برای اندازه گیری قیمت بازار و NAV بوده است و باید تغییرات را در تصرف احساسات سرمایه گذار موثر داشت. مطالعات قبلی انتخاب بسته تخفیف صندوق را به عنوان یک اقدام از احساسات فرد سرمایه گذار میداند که به دلیل منحصر به فرد بودن آن است اما در دارایی های اساسی نمیباشد. با این حال،هنوز هیچ آزمونی انجام نشده است که نشان دهد آیا بسته تخفیف صندوق میتواند اندازه گیری خوبی از تمابلات سرمایه گذاران فردی را داشته باشد. برای آزمایش این فرضیه، سرمایه گذار با احساسات در صندوق میتواند یک پروکسی از احساسات فردی باشد. و این بررسی رابطه بین تقاضا خالص سازمان را دارد که به عنوان پارامتر مخالف اندازه گیری بوده است. ما فرض میکنیم که تقاضاء خالص نهادی با هم جمع شده و برای فرد به طور خالص عرضه میشود و بالعکس . بنابراین، این مقاله نقش هر دو سرمایه گذار نهادی و فردی را در امنیت بازار بررسی میکند. افزایش احساسات فرد سرمایه گذار باید در یک نتیجه افزایش تقاضاء خالص فرد و کاهش در تقاضا خالص نهادی باشد. یک همبستگی منفی بین تقاضای خالص نهادی و بازده تخفیف به طور همزمان وجود دارد که نشان میدهد که صندوق تخفیف یک پروکسی تمایلات سرمایه گذاری فردی است. سازگار با فرضیه های فردی و سرمایه گذار و احساسات، ما رابطه منفی بین بازگشت تخفیف و تقاضاء نهادی خالص را با استفاده از همبستگی ساده بدست آوردیم. ضرایب رگراسیون در نمونه حقوق صاحبان سهام بین المللی بیشتر احتمال دارد که تجارت مداخله جویانه ای را داشته باشند و احساسات فرد ممکن است قوی تر در نفوذ به صندوق بین المللی نسبت به بودجه داخلی باشد.

خرید فایل